در دنیای کنونی که بسترهای رقابت و پیشرفت جوامع بر پایه معیارهای علمی قرار دارد، تولید علم و توجه به این مهم از مهم ترین شاخص های ارزیابی جوامع و کشورها به حساب می آید و توجه به این مهم و فراهم آوردن ساختارهای لازم و مرتبط جزء اصلی ترین و مهم ترین دغدغه های سیاست گزاران هر کشور است. در این میان دانشگاه ها به عنوان مراکز اصلی تولید علم نقش اساسی در توسعه کشورها ایفا می کنند. معاونت توسعه مدیریت و منابع دانشگاه به عنوان یکی از اثربخش ترین و اصلی ترین معاونت های موثر در توسعه علم، رسالت خود در زمینه فراهم سازی بسترهای تحقیق و تعالی را با راه اندازی واحد تحقیق و توسعه بیش از پیش مد نظر قرار داده است. این واحد در نظر دارد با اتکال به خداوند متعال، برنامه های خود را با همکاری مدیران و کارکنان محترم شروع نماید.
اين واحد در راستای استراتژی های کلی سازمان و توسعه و بهینه سازی امور داراي 2 سنگ بناي اساسي مي باشد كه در قالب آنها اهداف زیر را پیگیری می کند:
1. تحقيق، تشخيص و عارضه يابي و حل مسائل و مشكلات:
از آنجا که پایه و اساس پیشرفت هر جامعه بر محور توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و صنعتی آن جامعه بنا نهاده شده است و از آنجا که گسترش مرزهای دانش و کشف حقایق و شناخت پدیده‌های طبیعی بر مبنای پژوهش استوار است، بنابراین اهمیت توجه به مقوله پژوهش، محلی از تردید نخواهد داشت. نهال پژوهش در كشورهاي در حال توسعه مانند ایران، هنگامی به بار خواهد نشست که در سيري اصولي و برنامه‌ریزی شده و در راستای اولويت‌هاي تحقیقاتی آن جامعه باشد. بنابراين در راستاي چنين اهدافي است که داشتن ضوابط و مقررات خاص ضرورت مي‌يابد.
·         شناسایی و رفع مشکلات فرآیندی، گلوگاه ها و عوامل مؤثر بر کاهش اثربخشي فعاليت هاي معاونت
·         سازماندهی پروژه های تحقیقاتی مبتنی بر استراتژی های معاونت
·         تحقیق و بررسی در مورد بهینه سازی ارائه خدمات
·         انجام تحقیقات توسعه ای در زمینه کاهش نارضايتي ها و تلاش در راستاي صرفه جويي هاي مالي و زماني
·         انجام فعالیت های پژوهشی و مشاوره ای و گردآوری اطلاعات و آنالیز آنها برای کمک به تصمیم گیری ها و برنامه ریزی ها
·         بررسی و ارائه آخرین راه حل های ممکن با کمک و بهره گیری از توان نیروهای متخصص و خبره در هر زمینه
·         تعیین اولویت های طرح های تحقیقاتی کاربردی سازمانی و نظارت برحسن اجرای آنها
 
2. تعالي و توسعه سازماني با بهره گيري از محورهاي كليدي حاكميت باليني:
حاکمیت بالینی چیست؟
در تعریف حاکمیت بالینی دیدگاهی ادغام یافته از مراقبت های بالینی و نیز غیر بالینی مطرح است که کیفیتی جامع را
دربرمی گیرد. چنین ادغامی به یکپارچگی سازمانی، هماهنگی، همکاری و ارتباطات میان واحدها در سازمان می انجامد و با ارائه خدمات با کیفیت بالا، مرتبط می شود. حاکمیت بالینی ادغام تمام فعالیت هایی است که ارائه خدمات بهداشتی، درمانی و ستادی را در یک استراتژی واحد تلفیق می کند. این استراتژی شامل ارتقاء کیفیت اطلاعات، بهبود همکاری، بهبود روحیه کار تیمی و مشارکت، کاهش دامنه تغییرات و بی ثباتی های عملکردی و پیاده سازی طبابت مبتنی بر شواهد است.
حاکمیت بالینی می کوشد عملکرد تمامی سازمان های مراقبت سلامت را به سوی بهترین استانداردهای قابل قبول سوق دهد به این امید که ناهمگونی های موجود در کیفیت مراقبت های ارائه شده به بیماران را کاهش دهد. حاکمیت بالینی نیازمند استقرار فرهنگی است که متخصصان حوزه سلامت را ترغیب کند تا بطور مستمر از خود بپرسند که آیا عملکردی مناسب دارند و نیز اینکه چگونه می توانند عملکرد خود را بهبود بخشند. به عبارت دیگر حاکمیت بالینی بکارگیری سازوکارهای حاکمیت برای انجام کار درست، در زمان مناسب، به شیوه ای صحیح، در مکانی مناسب برای مشتريان در راستای کسب حداکثر نتایج بالینی و غیر بالینی مورد نظر است.
 
محورهای حاکمیت بالینی:
1- مشتری مداری
2- آموزش و مهارت آموزی
3- مدیریت ریسک یا خطر
4- اطلاعات و آمار
5- اثر بخشی و بهره وری
6- ارزیابی و ممیزی
تاریخ آخرین بروزرسانی   :  1390-11-20 14:36        برو بالای صفحه نسخه قابل چاپ